نیکولا شلزینگیر سه ساله در شرایطی غیرقابل توضیح ناپدید میشود و والدینش، آنجلیکا و داوید، مظنونان اصلی هستند. آنجلیکا با یک دوست قدیمی به نام جوانا چیلاکا، وکیل باهوش، بدبین و موفق تماس میگیرد تا کمک کند. جوانا با کارآموز جدیدش کوردیان تلاش خواهد کرد تا این پرونده را به نتیجهای خوشایند برساند.