خاطره تابستان ۱۹۸۶ با باز شدن سفرنامه برای تعطیلات اولین خانواده استریزمن از شهر ایرفورت آغاز میشود. آنها نقشه فرار از شرق به غرب را ندارند اما مراقبتهای استاسی آغاز میشود. کاترین با رودی از مِلهاوزن آشنا میشود و مایا شیفته هتل لوکس بالاتون-رزیدنز میشود. سرنوشت آنان را به بالاتون و همچنین تاماش، مدیر هتل مجاری، میکشاند. کاترین به مرد مجاری علاقهمند میشود اما مایا نخستین بوسه را از او میگیرد و این وضع رابطه خواهرانه را تحتتأثیر قرار میدهد. مادری نگرانی دارد زیرا سفر دختران به مجارستان ممکن است به خانواده خسارت بزند. برای تعقیب فرزندان، شوهر کارل را قانع میکند تا با ترابانت دنبال آنان بیفتد.