یک روزنامه بزرگ به طور غیررسمی تصمیم میگیرد یک دانشجوی دانشگاهی زن را استخدام کند. اما از سوی دیگر شوکهایی درون روزنامه پدید میآید به واسطه گزارش هفتگی که او دختر مجرم در پروندهای جدی است. این پرونده ربودن نوزادی در بیست سال پیش است. مجرم از مدیر بیمارستان به جای والدین درخواست رشوه کرد. اما پس از در اختیار داشتن پول زیاد، او در حین تعقیب توسط پلیس در یک حادثه درگذشت. کاجی هیدکازو، روزنامهنگار سابق که در پی حادثه به کارهای بیارزش روی آورده است، از سوی روزنامه مأمور میشود تا پرونده ربودن را دوباره بررسی کند. او حقیقت شوکهکننده و تراژیک را مییابد که تا کنون پنهان مانده بود.