جهان در آشفتگی بود و مردم در مشکلات جدی در ویرانی روز قیامت، سال سوم سلطنت پادشاه شیزونگ بودند. حزب شیطانی در سایهها پنهان شده و ویرانی به بار میآورد. باندها به یکدیگر حمله میکنند و هرج و مرج ایجاد میشود. فرقههای مختلف یکی پس از دیگری در این آشفتگی شکل میگیرند و برای منابع و قلمرو میجنگند و کنترل خود را برقرار میکنند. افرادی جاهطلب وجود دارند که میخواهند بر جهان حکومت کنند و یک دودمان بسازند و افرادی خوب که میخواهند به مردم عادی کمک کنند. وی هه، مروارید شکستن قلمرو را در اختیار دارد که به او اجازه میدهد در دورههای پرآشوب سفر کند و به تدریج اسطوره خود را بسازد.