دن یک احمق کودکانه است که در زندگی بزرگسالان گرفتار شده و دنیایش در آستانه فروپاشی است.
دوستدخترش نائومی به سرعت از ناتوانی او در مدیریت سادهترین کارهای زندگی ناامید میشود. او دو دوست به شدت ناکارآمد دارد و یک شغل تدریس بیروح که هر روز به طور ناخوشایند یک نسخه از همان درس را تدریس میکند، که به طرز غیرقابل توضیحی برای همه جز یکی از دانشآموزان محبوب است. تنها نکته مثبت او، خانم لیپسی، مدیر مدرسهای است که دن را با ترکیبی از ترحم و ناامیدی مینگرد. اوضاع بدتر میشود زیرا هر روز توسط پدر دیوانهاش که به نظر میرسد تنها هدفش تحقیر پسرش در هر مرحله است، آزار میبیند.