دو قلوها سول و سان به اندازهٔ شب و روز تفاوت دارند، اما یک چیز مشترک بین آنها عشق به پیانو است؛ دختری که در محلهشان نقل مکان کرده و از همان کودکی با آنها صمیمیاند. آنها رویا دارند در صنعت موسیقی به موفقیت برسند و با هم در مسابقهٔ آکادمی «پلاس آرتیست» شرکت میکنند تا استعدادهای جدید تایلندی را بیابند. اما سرنوشت نقشهای دیگر میکشد و سان و پیانو را در مقابل سول که توسط آژانس امپراتوری به عضویت گروه پسرانهای جدید استخدام شده است میاندازد. اما همه چیز آنطور که به نظر میرسد نیست. آیا دوستان میتوانند آشتی کنند یا وقتی این همه درد وجود دارد زمان بخشش گذشته است؟