رهبر سابق باند که حالا به عنوان یک تاجر مورد احترام شناخته میشود، ریچی بکِت متعهد میشود تا پولی برای بازسازی یک عرشه کنار دریا صرف کند. اما ذهن ریچی دچار فرسایش میشود و گروه دیگری که با پسرانش اداره میکند، زیر حمله باند رقیب و بیرحم قرار میگیرد.