جِنا دانشجوی خارجنشین جذابی است که هیچوقت به کسی بند نشده است. روزی بهدلایلی دلِش میخواهد قلبش را باز کند و با کسی ملاقات کند. بهزودی اتفاقی میافتد که او را به خانه برمیگرداند تا از پدر و رستوران خانوادگی مراقبت کند. او با جوانی دبیرستانی به نام جون آشنا میشود که قلبش را در گذشته شکسته و اکنون به دنبال انتقام است با این کار که او را به عشق ورزیدن نسبت به او متقاعد کند. همچنین با جردجارات، حامی تیم فوتبال تالومهوک افسی و عموی جون، آشنا میشود.
از اولین دیدار، جِنا عاشق جردجارات میشود و برای نزدیک شدن به او از طریق تقاضای مربی تیم میشود. اما جون بهطور مداوم مانع او میشود.