زندگی جاناتان حول پسر نه سالهاش اسپنسر میچرخد و او همیشه تصمیمات بزرگ و کوچک را به شریکش کلر واگذار کرده است. بنابراین وقتی کلر از او میخواهد که برود، جاناتان متوجه میشود که هیچ خانه، دوستی و آرزویی ندارد. به جز یک چیز: تلاش برای حفظ شادی پسرش در مواجهه با جدایی والدینش.