وو شیویو (فانگ وونگ) زن خانهدار تماموقت است که تنها مسئولیت او مراقبت از دخترش، جوی است. شیویو وقتی همسرش درگذشت به شدت تحت تاثیر قرار میگیرد و با نگرانی دخترش از افسردگی به مادرش میگوید به انگلستان برود. شیویو خانه را به برادرش، وی کنگ، میسپارد و او چند مستاجر جوان به خانه میآورد تا از مشکلات مالی رهایی یابد، بدون رضایت قبلی از خواهرش. وی سپس دو مستاجر دیگر هم میگیرد، و این وضع برای هر پنج جوان و شیویو کار دشواری روی میآورد تا با هم زندگی کنند. پس از پشت سر گذاشتن فراز و نشیبهای زندگی، پیوندی قوی میان شیویو و بچههایش شکل میگیرد و باد میآید که طوفانی در راه است.