در گیو، همسر فیلیپ ژیبیلز با مرد هلندی دایمالمزاح ویلم ون برونخوست که سی سال از او بزرگتر است همراهی میکند. ون برونخوست به بازنشستگی نزدیک است و مردی نسبتاً همدل که به نظر نمیتواند عصبانی شود. اما این موضوع هم فیلیپ را از تلاش برای شادی بازنمیدارد. سریال از احساس تحقیر و افسردگی فیلیمپ فِلاندری روایت میشود که به مادربزرگش سونیا پناه میبرد تا با راهنماییها و سبدهای شانهدار از لباسهای اتو شده او را دلدار کنند. همراهان فیلیپ دیک کرمند و بهترین دوستش پاناتنک، کارهایشان را برای روشن کردن حال او انجام میدهند، اما معمولاً کمکی از اینها برنمیآید.