از روزی که دو دهه پیش والدین جوان جان کلیتون در جنگل آفریقا مردند و او را تنها گذاشتند، او توسط میمونها بزرگ شد و به تارزان بیباک تبدیل شد. او توسط عموی میلیاردرش، ریچارد کلیتون، مدیر عامل صنایع قدرتمند گریستوک، به زور به خانه خانوادهاش در نیویورک بازگردانده میشود. تارزان در برابر اسارت مقاومت میکند و به جنگل بتنی نیویورک فرار میکند، جایی که با کارآگاه سرسخت نیویورک، جین پورتر، روبرو میشود. زندگی کاملاً منظم جین به خاطر اخلاق خطرناک اما عمیقاً پاک تارزان به هم میریزد. جین که با یکی دیگر از اعضای نیرو، کارآگاه مایکل فاستر، درگیر است، باید بین عقل و غریزه، تمدن و انسانیت خالص، سر و قلبش انتخاب کند.