کُلین و جین تصمیم گرفتهاند که ازدواجشان کارآمد نیست و جدایی بهترین کار است. این موضوع ممکن است برای فرزندانشان جو و امیلی دشوار باشد، اما والدینشان با این موضوع با عزت رفتار میکنند و با همدیگر دوست بَسند باقی میمانند. در واقع بعد از جدایی رابطهٔ آنها بهطور قابل توجهی بهبود مییابد. جین، پرستار، وارد رابطهای جدید با راجر، پدر تنها با سه فرزند، سه گانهٔ ترسناک دیوید، فِلسیتی و روزبی، میشود. در این بین کلین نیز به دیدن جینِ درمانگری میرود که با او در طول مشکلاتشان مشورت میکرد.