در روزگاری قدیم نبرد بزرگی بین جادوگری استاد، اِنُو، و الهه شیطانی کاروما بود. اِنُو برای نابود کردن او تنها قدرت کافی ندارد و مجبور میشود از زنکیو، شبح محافظ قدرتمند، بخواهد کمک بگیرد. پس از شکست کاروما، اِنُو زنکیو را در ستون داخل معبدش زندانی میکند. ۱۲۰۰ سال پس از این نبرد حماسی، نسلِ فرزندان اِنُو، چیاکی، قدرتهای خانوادگی خود را به کار میگیرد تا زنکیو را احضار کند.