باز در تقاطع های چراغ قرمز جوهانسبرگ که به طور محلی به آنها روبات ها گفته می شود، فیلم روبات ها فضاهایی را بررسی می کند که در آن نابرابری هویت و بقا در هم می آمیزند. هنگامی که چراغ ها سبز می شود و خودروها حرکت می کنند، اقتصاد دیگری جان می گیرد: رقاص ها، قینقادها، هنرمندان، دستفروش ها، تقلیدکننده ها و اجراگران لحظه کوتاه خود را قبل از سبز شدن دوباره چراغ ها به دست می آورند. در یکی از این تقاطع ها، گیت سفرهای متعددی دارد: همسر، پدر، برادر، شهروند و بازمانده، که امید و تردید را تراز می کند تا هزینه های زندگی را تامین کند. با فشارهای فزاینده، زندگی او به سوی تغییر غیرمنتظره ای می رود.