پس از جدا شدن ناگهانی از دوست پسر طولانی مدت اش Justin، امبر مسکـنه ای را در دست خود می یابد که به سرعت عفونت می کند و تبدیل به دستی نافذ و آزاردهنده می شود که هر روز grotesque تر می شود تصمیم می گیرد به آن توجهی نکند و نشانه های لکه های جایی که در طول رابطه بر فرش گذاشته است را دنبال می کند همانطور که اختلال او شدیدتر می شود شدت عفونت هم بیشتر می شود