The Silver Girl
فیلم دختر نقره ای
البا درون فیلم صامت دهه بیست با رنگها و سیاهی و سفیدی زندگی می کند. هر روز تکرار میشود: او در باغ ویلایش بالای ترنتو می ایستد و شهر و وعده آینده روشنش را تماشا می کند. رویاهایش همیشه با پیشنهاد ازدواج مردی که نمی تواند به آن پاسخ دهد، قطع می شوند. روزی جعبه کوچکی چوبی پیدا میکند و آن را باز میکند. در لحظه ای به میلان در سال دو هزار و بیست و پنج می رسد، جایی که پسری جوان را که از ناامیدی سنگین است، ملاقات میکند. با هم سفری به سوی خودشناسی، عشق و شهامت برای طلب آینده خود را آغاز میکنند.