نگهبان گوانگدونگ و همسرش با پسرشان زهاهانگ زندگی کردهاند. وقتی او برای دنبال کردن حرفه موسیقی به آکادمی استونی میرود، خالی عاطفی ناشی از غیبت او را به چالش میکشد. از طریق تماسهای تلفنی، آنها سعی در راهنمایی زهاهانگ از راه دور دارند، اما سفر او هم به دلیل تمایل عمیقش برای جلب رضایت پدر محبوب و هم جاهطلبی شخصیاش شکل میگیرد.