در یک روستا در مگالایا، شمال شرق هند، چندین جوان به طرز مرموزی در شب ناپدید میشوند. در حالی که بزرگترها، غریبههای عبوری را به دزدی متهم میکنند، واعظ نشانههای آغاز یک آخرالزمان ۴۰ روزه و ۴۰ شبه را میبیند که ساکنان روستا را به تاریکی فرو خواهد برد. این داستان از دیدگاه کاسان، پسربچهای ده ساله که از کوری شب رنج میبرد، روایت میشود و جنگلهای اطراف هرگز به این اندازه ترسناک به نظر نمیرسیدند.