کارتر، که دو ماه پس از یک پاندمی مرگبار که از منطقه غیرنظامی (DMZ) آغاز شده و ایالات متحده و کره شمالی را ویران کرده است، بیدار میشود. او که هیچ خاطرهای از گذشتهاش ندارد، یک دستگاه مرموز در سرش پیدا میکند و یک بمب کشنده در دهانش. صدایی در گوشهایش به او دستور میدهد که از کشته شدن اجتناب کند و او به یک عملیات مرموز پرتاب میشود در حالی که سیا و کودتای کره شمالی به شدت او را تعقیب میکنند.