مگی در بحران رابطهای پس از بازگشت دوستپسرش اندی از سفر به تایلند است. او اندی را با زن جدیدی به نام شارون در فرودگاه دیده و به نظر میرسد که او دیگر علاقهٔ جنسی به او ندارد. عادت قدیمی بیخواب مگی پس از ده سال دوباره ظهور میکند همانطور که چوآنگ- رئیس اندی- کشته میشود. وقتی او در شبی دیگر با کارد آشپزخانه به دست میزند بیدار میشود و به این فکر میافتد که ممکن است به نحوی در این ماجرا دخیل باشد. و سپس خواهر شارون نیز به قتل میرسد.