زمانی که والدینشان میمیرند، بیانکا شروع به سیگار کشیدن میکند و توماس هنوز باکره است. یتیمها خیابانهای خطرناک بزرگسالی را کشف میکنند تا اینکه بیانکا ماکیسته، یک آقای جهان بازنشسته، را پیدا میکند و به عمارت تاریک او وارد میشود تا به دنبال آیندهای باشد.