واللوبانار سیاستمداری درست و صدیق در تملی تلانو که از هیچ چیز این صفت کوتاه نمیآید حتی وقتی پسر تنها او کاربان که بدون تقصیر در زندان است. حزب مخالف از این وضعیت استفاده میکند و او با گرمای مادرش واسیوکی که به او نزدیک است تصمیم میگیرد کشور را ترک کند. کاربان به سریلانکا میرود و با بنرجی دوست میشود. روزی کتابی تامی به ساحل پیدا میکند که به شیلپا، صاحب کتاب، که دانشآموخته خدمات عمومی است، میرسد. فیلم بین واقعیت و خیال توازن برقرار میکند و فد پیشنهاد پدر خیالی کاربان را میکند تا عاشق شود. بقیه داستان درگیری احساسی بین کار و عشق است.