رِیون و آشیلی دو زن جوان که از سفری صخره نوردی باز می گردند، از سوی گروهی از موتور سواران در بار خاکی بیابان آزار می شوند. با هوش و زیرکی همراه، دختران با دزدیدن موتورسیکلت رهبر، فرار می کنند. چند دقیقه بعد نگهبانان خشمگین موتور سواران به تعقیب در بیابان می پردازند. گمان می کنند از موتور سواران فرار کرده اند و به دنبال پول می گردند. در حین جستجو، کیف پولی پر پول می یابند و به سوی خانه کوچکی در بیابان می روند. صاحب مکان، ند، حاضر است آنها را به شهر برساند که ناگهان موتور سواران پیدا می شوند و دنبال پرداخت و پول هستند