در دهه پنجاه در پاریس همسایه ها رودولفو و میمی وقتی شمع میمی در شب سرد خاموش می شود به یکدیگر علاقه مند می شوند در دوران مشکلات مالی پس از جنگ رودولفو میمی را به دوستان نزدیکش مارچلو و معشوقه اش موسی تا کولین و شاونارد معرفی می کند و با هم در کافه مودوس وقت خوش می گذرانند اما مدتی بعد میمی به مارچلو می گوید دیگر نمی تواند به وجود حسادت رودولفو ادامه دهد و هنگامی که مارچلو با رودولفو گفتگو می کند میمی دلیل واقعی رفتار عمیق رودولفو را می شنود