پوجا توسط پدربزرگ و مادربزرگ پرورش یافته و هیچ خاطره ای از مادر و پدر ندارد. به او می گویند پدرش درگذشته است. سالها بعد پوجا بزرگ شده و با تماس های تلفنی اسرار آمیزی از مردی به نام دوست دارم می گوید و قطع می کند. وقتی پدر بزرگ تماس ها را پیگیری می کند، تماس گیرنده آندان، پدر پوجا است. پدر بزرگ او را کتک می زند و به تماس دوباره با پوجا هشدار می دهد. هنگام تعرض مردی در ساختمانش، آندن به نجات پوجا می آید و پوجا می فهمد که این مرد الکلی و کثیف همان پدر اوست. آیا پوجا او را خواهد پذیرفت یا به راه پدر بزرگ ادامه خواهد داد؟