دو پزشک، یکی پیر و یکی جوان، به زنی به نام ژولیت که آرایشگری خیالپرداز است، عاشق میشوند. ابتدا با راول، پیرترش، رابطه دارد؛ سپس عشق به کلمنت، پزشک جوان، حاکم میشود. راول با بازگرداندن احساس گناه کلمنت و تردید ژولیت، تلاش میکند. کلمنت برای ژولیت سخن میگوید، نامزدش را ترک میکند و به استانها میرود تا مطب باز کند و از او میخواهد که بچهای بیاورند. او به خود میآید و ناگهان کلمنت را ترک میکند و دوباره با راول همراه میشود. وقتی به درد هوجکین مبتلا میشود و درمان سودی ندارد، راول گمان میکند که او دچار بیماری عشق است. آیا درمانی وجود دارد؟
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.